طی روزهای اخیر، تحولات سوریه و منطقه به صورت جدی مورد توجه تحلیلگران حوزه روابط بینالملل قرار گرفته است. بسیاری از استراتژیستها و مفسران وقایع غرب آسیا معتقدند توصیف وقایع جاری در سوریه، لزوماً به معنای تحلیل آن نیست! به عبارت بهتر، آیندهنگاری تحولات سوریه به مراتب نسبت به توصیف وضعیت کنونی در این کشور پیچیدهتر است. با این حال اکثر رسانههای غربی ترجیح دادهاند با تمرکز مطلق بر وقایع جاری در دمشق، حلب، درعا، حمص و حماه و ریف حلب، مانع از تمرکز افکار عمومی دنیا بر آینده سوریه شوند.
یکی از معضلاتی که سوریه پسااسد با آن مواجه است، معطوف به فقدان یک حکومت مرکزی در دمشق است. فقدان حکومت مقتدر مرکزی در کشوری که به لحاظ ژئوپلیتیک موقعیتی مانند سوریه دارد، یک پیام بیشتر برای بازیگران پیرامونی آن ندارد؛ افزایش ضریب پیشبینیناپذیری حوادث آینده.
یکی از مهمترین دغدغهها و نگرانیهای جاری در اراضی اشغالی، مهارناپذیر بودن تحرکاتی است که کارگردانی آن از عهده صهیونیستها و واشینگتن خارج بوده و میتواند به پاشنه آشیل راهبردی، امنیتی و منطقهای تلآویو و واشینگتن تبدیل شود. عملیات کنونی رژیم اشغالگر قدس در قنیطره و بمباران زیرساختهای نظامی و بنیادین سوریه، ناظر بر همین نگرانی صورت گرفته، اما قطعاً نمیتواند این دغدغه را برطرف سازد! صورتبندی این مسئله چندان پیچیده نیست؛ سوریه را میتوان کشوری با ارزش توأمان ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک تلقی کرد، یعنی تحولات جاری و آتی در این کشور، میتواند پیشفرضها و ثوابت راهبردی در منطقه را دستخوش تغییرات کلان سازد. سوریه کنار دریای مدیترانه و در همسایگی ترکیه در شمال، عراق در شرق و جنوب شرقی، اردن در جنوب، رژیم اشغالگر قدس در جنوب غربی و لبنان در غرب واقع شده است. بنابراین به صورت بالقوه، تثبیت یا عدم تثبیت جایگاه منطقهای سوریه بر امنیت نقاط گوناگون منطقه تأثیرگذار خواهد بود.
اصلیترین نگرانی اردن، مصر، ترکیه و رژیم اشغالگر قدس، پیشبینیناپذیر بودن تحولات دمشق در نبود یک حکومت مرکزی است. تجربه اشغال عراق و افغانستان در ابتدای هزاره سوم نشان داده است که تصرف یک کشور یا حتی سقوط یک حکومت در آن با استناد به شورش، کودتا و... مترادف با قدرت مدیریت آینده و تحولات آن از سوی بازیگران اشغالگر یا مداخلهگر نیست!
با فروکش کردن هیجانات رسانههای غربی و صهیونیستی در قبال پایان حکومت بشار اسد، اکنون زمان طرح پرسشها و ابهاماتی ترسناک در واشینگتن، تلآویو، آنکارا، قاهره و... فرا رسیده است! تلفیق عناصر ابهام و چندگانگی در سوریه، قطعاً ترکیب پیچیدهتری نسبت به افغانستان و عراق خلق خواهد کرد. دو حزب دموکرات و جمهوریخواه امریکا بارها ناتوانی خود را در مواجهه با بحرانهای خودساخته در منطقه غرب آسیا و نظام بینالملل به اثبات رساندهاند. این قاعده در خصوص رژیم اشغالگر قدس نیز صادق است. بدون شک این بار غرب و رژیم صهیونیستی با پروندهای بحرانیتر و عواقبی به مراتب سختتر مواجه هستند.